Click for Tehran, Iran Forecast love

mail me mail me home page archive
love

omid omidomidin
دست نوشته های من
۱۳٩۱/٢/۱٠

- یافتن غریبه آشنابا دلی به وسعت بیکران در این دنیای وارونه ،حس زیبایی است که تولدی دوباره رانشان است.ماندنش نعمت ایزد بی همتاست که می تواند معنای زیبای زندگی را با طراوت شبنم پاکش در من جوانه زند و اکنون زمان آن رسیده ،پس بمان که ارزش بودنت را هستند کسانی که بدانند بدون آن که توان یافتن کلمه ای برای سپاس را داشته باشند

که من می دانم ارزش تو بیش از حضورت هست و من میتوانم درکنارت

به اسمان وخدا برسم

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
امدن وبودن دوباره
۱۳٩۱/٢/۱٠

امدم با گلهای و ریشه

امدم با خنده ها وتیشه ها

امدم اما چه فایده امده

امدم  با دردهای ازخودم

امدم با روی دیگرامدم

امدم ای خدا باز امدم این بار جانانه امدم

یارمن ان یارشیرین امده

دشت گل ها با یاسمن ها امده

می نویسم باز با دردها وغصه ها

امدم این باربا دل امدم

خنده کن ای یا رشیرن دلم

امدی من هم کنارت هستم می مانم

و هیچ وقت تنها نمی گذارم چون عزیزترینی وبهترینی

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
تولدی دیگر
۱۳٩٠/۱٢/٢٢

 

همه هستى من آیه تاریکى است
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن هاى ابدى خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم، آه
من در آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
□ □

زندگى شاید
یک خیابان دراز است که هر روز زنى با زنبیلى از آن مى گذرد
زندگى شاید
ریسمانى است که مردى با آن خود را از شاخه مى آویزد
زندگى شاید طفلى است که از مدرسه بر مى گردد
زندگى شاید افروختن سیگارى باشد، در فاصله رخوتناک دو هم‌آغوشى
یا عبور گیج رهگذرى باشد
که کلاه از سر بر مى دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندى بى معنى مى گوید « صبح بخیر»
زندگى شاید آن لحظه مسدودى است
که نگاه من، در نى نى چشمان توخود را ویران مى سازد
و در این حسى است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقى که به اندازه یک تنهایى است
دل من
که به اندازه یک عشق است
به بهانه هاى ساده خوشبختى خود مى نگرد
به زوال زیباى گل ها در گلدان
به نهالى که تو در باغچه خانه‌مان کاشته‌اى
و به آواز قنارى‌ها
که به اندازه یک پنجره مى خواند
آه...
سهم این است
سهم این است
سهم من،
آسمانى است که آویختن پرده اى آن را از من مى گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله مترو ک است
و به چیزى در پوسیدگى و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودى در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایى جان دادن که به من مى گوید:
« دست هایت را
دوست مى دارم»
دست‌هایم را در باغچه مى کارم
سبز خواهم شد، مى دانم، مى دانم، مى دانم
و پرستوها در گودى انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت
گوشوارى به دو گوشم مى آویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب مى چسبانم
کوچه اى هست که در آن جا
پسرانى که به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهاى درهم و گرد ن هاى باریک و پاهاى لاغر
به تبسم هاى معصوم دخترکى مى اندیشند که یک شب او را
باد با خود برد
کوچه اى هست که قلب من آن را
از محله هاى کودکى ام دزدیده است
سفر حجمى در خط زمان
و به حجمى خط خشک زمان را آبستن کردن
حجمى از تصویرى آگاه
که ز مهمانى یک آینه بر مى گردد
و بدینسان است
که کسى مى میرد
و کسى مى ماند
□ □
هیچ صیادى در جوى حقیرى که به گودالى مى ریزد، مرواریدى
صید نخواهد کرد
من
پرى کوچک غمگینى را
مى شناسم که در اقیانوسى مسکن دارد
و دل‌اش را در یک نى لبک چوبین
مى نوازد آرام، آرام
پرى کوچک غمگینى
که شب از یک بوسه مى میرد
و سحرگاه ا زیک بوسه به دنیا خواهد آمد

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
خانه عشق کجاست ؟
۱۳٩٠/۱٢/۱٤

 

خانۀ عشق کجاست ؟

 
من فقط می دانم

 
ناشناسی هر شب

 
پنجرۀ خواب مرا

 
می کوبد

 
یک سبد
  
گل و پروانه و باران

 
در باغ شبم می ریزد

 
و لبخند زنان

 
پشت دلم می پیچد

 
کفشهایش
  
لب رؤیای دلم جا ماندست

 
و نمی دانم من

 
خانۀ عشق کجاست
 
  نظر بدهید

omid omidomidin
کاغذ سفید نوشته های من
۱۳٩٠/۱۱/۱٠

hamtaraneh.com

دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟
 
 
  نظر بدهید

omid omidomidin
 
۱۳٩٠/٥/۱۱


دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
یادگاری پایان سال
۱۳۸٩/۱٢/۱٥

TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com



TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com





TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com



TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com



TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
 
۱۳۸٩/۱٢/۱٠

سلام عید نوروز سا ل 1390 برهمه ایرانیان مبارک باشد

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
همه این تصاویرتقدیم به شما که با اون چشمان زیبا منتظرم هستی
۱۳۸٩/٧/٢٩



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

اخرین این قصه به هم میرسیم اسیرچشمان تو ماندم منتظرت نشسته ام

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
تقدیم به همه دنیا
۱۳۸٩/٧/۸

غمگین نی‌ام که خلق شمارند بد مرا

نزدیک می‌کند به خدا دست رد مرا

کیفیتم چو باده‌ی انگور شد زیاد

چندان که زد به فرق حوادث لگد مرا

ترسانده است چشم مرا خار انتقام

بازی نمی‌دهد گل روی سبد مرا

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
عشق من دوستت دارم
۱۳۸٩/٥/٥

دوستت دارم اگرچه دوری

دوستت دارم اگرچه غمگینی و تنها

دوستت دارم اگرچه غریب و بی مونس

دوستت دارم اگرچه پرازحرف نگفته هستی

دوستت دارم اگرچه لبخند تواشک باران است

دوستت دارم اگرچه مرا بی وفا میدونی

دوستت دارم اگرچه نا امیدی وتنها

دوستت دارم و دیوانه تو هستم

کی می اید پیش من از روی تو روشن شوم

ان سو مرو این سو بی اید ای بلبل خندان من

دوستت دارم وتقدیم به شما دربهترین عید جهان

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
برای ستایش
۱۳۸٩/۳/۸

نمی توانم بنویسم که اشک بهتراست یا غم

نمی توانم بنویسم که سکوت بهترهست یافریاد

نمی توانم بنویسم که نگاه بهتراست یا آواز

اما میتوانم بنویسم که میشود ستایش کرد

ان که با عشق پیدا میکنی و دروجود خود حس میکنی

درنزدیک خود نسیم وصدای قلب اورا احساس میکنی

وفقط صداقت می خواهیم وفقط شنیدن حقیقت

هردو از یک پنجره وهردو با یک نگاه به دنیا می نگریم

ستایش میخواهم که تا اخردنیا با تو باشم

با تو باشم و دربالای کوه موفقیت ببینم وافتخارکنم

که پیروزی و اروم بگویم این دوست من است

بله بگویم این دوست ویارمن است که موفق شده

وحالا اون بالاهاست به نسیم بگویم نسیم این خبر

را به همه دنیا ببرو بگو این حاصل ستایش است

دوستت دارم هرجا که هستی ونگاه زیبای تو را می پرستم

 

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
نسیم من
۱۳۸٩/٢/٢۳

 

قاصدک ...

 

شعر مرا از بر کن

 

بنشین روی نسیمی

 

که ز احساس  برون می آید

 

برو  آن گوشه باغ

 

سمت آن نرگس مست

 

که ز تنهایی خود دلتنگ است 

 

و بخوان در گوشش

 

و بگو باور کن

 

یک نفر یاد تو را

 

دمی از دل نبرد ...

 

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
تقذیم به عشق خودم
۱۳۸٩/٢/۸

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم

استاد گفت:

من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید:

خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.

حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

نسیم من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروززمین بگذار

 
  نظر بدهید

omid omidomidin
نسیم و..............
۱۳۸٩/۱/٢۱

باز آمدم ازراه سفریکباردیگردرخانه تو

گل داد گل خانه دل ازبوی تو گلخانه دل

سرمی نهد این خانه به دوش شاد ان

و خموش  برشانه تو

پرمیکند از بادی شام چشمون خودپیمانه تو

بازامشب این دیوانه دل بربام برسرمیزنه

غم امده تا پشت دربازحلقه بر درمیزنه

یاد تو دوری تو

اتش به جانم میزنه

من میروم اما دلم درسینه پرپرمیزنه

بازامشب دیوانه دل بربام برسرمیزنه

بی اید با من بزن جاز گرفتارتو هستم

نگهدارتو هستم به من تکیه کن از عشق

که من یارتو هستم

حیف هست که ارباب وفا را نشناسی

من یارتو باشم تو من را نشناسی

 چشمانم همه اشک و باران خنده وشادی

اخه من کجای این باغ نشسته ام

پیدایم کن وکنارم بنشین وبگذارببینم

تورا که همیشه نسیم من بودی

همیشه من را با نسیم خودت نوازش کردی

سردی وگرمی تو را من چه شیدم

می بوسمت وتو هم می بوسیم

تا به اسمان نگاه کنیم وابرهای عاشق را ببینیم

 

 

 

 
  نظر بدهید

omid omidomidin

پیوندها
دوستان
آرشیو وبلاگ اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
امرداد ٩٠
اسفند ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤

قدم بگذاربازهم بر دل ما
<